سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل
داستان | آسیابان و روباه زیرک

در زمانهای قدیم، آسیابانی بود. او متوجه شد که دوتا از کیسه های آردش خالی شده و مقداری آرد هم روی زمین ریخته شده است. 

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل
شعر | جغد خوش خواب

در دل یک نارون لانه دارد جغد پیر مانده بر روی دلش حسرت یک خواب سیر

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل
سرگرمی| جنگل شلوغ پلوغ

بچه ها، در این جنگل شلوغ چند حیوان خودشان را مخفی کرده اند تا شما آن ها را پیدا کنید. بعد از پیدا کردنشان، نقاشی را با سلیقه و زیبا رنگ کنید.

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل

سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

264 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل
داستان| دستبند گمشده

مادرم می گفت: «دخترم اون دستبند برای دستت بزرگه. ممکنه توی راه بیفته. بذار بزرگ تر که شدی دستت کن. »

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۰

270 روز قبل

سه شنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۰

278 روز قبل