شعر| آرزوی خیابان

شعر

لبریزم از دود و ترافیک

من یک خیابان شلوغم

چشمم نمیبیند به خوبی

دائم پر از آهنگ بوقم

 

امشب دلم خیلی گرفته

از رفت و آمدهای بسیار

حال خوشی اصلا نًدارم

دیگر شدم تبدار و بیمار

 

ایکاش میرفتم از اینجا

یک جای خیلی پاک و راحت

یا میشدم آرام و خلوت

گاهی برای استراحت

2 بهمن, 1400 13:11