شعر | پس انداز

شعر

عموی من یه آشپزه 

هر نوع غذایی میپزه

حلیم و آش، شله و سوپ

چلو کباب خوشمزه

روزایی که کار ندارم

منم میرم آشپزخونه

هر کاری که عمو میگه

انجام میدم بی‌بهونه

آشپزی که تموم می شه

عمو به من، حقوق میده

یه اسکناس، ظرفِ غذا

گاهی با ماست و دوغ میده

فردا من و بابا می ریم

تو بانک، حساب باز میکنم

از این به بعد، من پولامو

او نجا پس انداز میکنم

21 دی, 1400 17:48