شعر کودک | لباس گرم

شعر کودک

وقتی که از خواب پا شدم

دیدم داره برف م یباره

دیدم که شهر زیبامون

یه پالتوی سفید داره

تو این هوای سرد بابام

میخواد بره سراغ کار

برای نجاری داره

چکش و میخ، پیچ و آچار

باباجونو بوس م یکنم

شال میپیچم دور گلوش

میگم که سرما نخوری

لباس گرمتو بپوش

19 دی, 1400 17:29