شعر| دور از زباله

شعر

باد آمد و خواند
ها ها و هو هو
یک کیسه را برد
این سو و آن سو
بابای خوبم
او را کمک کرد
از پای گربه
آن را درآورد
آن کیسه پیچید
در پای گربه
دادش درآمد
آقای گربه
هم گربه خندید
هم کوچه خندید
باد آمد و شاد
چرخید و چرخید

18 دی, 1400 14:36