شعر کودک | آغوش خدا

شعر کودک

در اوج پرواز پرنده
در پیچ وتاب رود جاری
در برگ سبز زیر باران
حتی در آواز قناری


رد حضور روشنت را
هر جای دنیا میشود دید
وقتی تو باشی قلب من هم
پر میشود از نور امید


میدانم آخر تو همیشه
در فکر حال بندگانی
با هر بهانه میفرستی
امدادهای آسمانی


گاهی به شکل خنده ی دوست
گاهی نصیحتهای مادر
گاهی شبیه دست یاری
از آستین یک برادر

یکبار آغوش معلم
یکبار شکل اخم بابا
شکل کمکهایت قشنگ است
خوش مینشیند توی د لها


ای نور مثل چشمه جاری
ای انتها و ای سرآغاز
وقتی کمک میخواهم از تو
آغوش خود را میکنی باز

28 آذر, 1400 18:38