شعر | پاندای ورزشکار

شعر

پاندا اضافه وزن داشت 

از وزن خود راضی نبود

فکری به ذهن او رسید

ورزش کند از صبح زود

 

برنامه ای تنظیم کرد

از صبح فردا، بعد خواب

یک ساعتی ورزش کند

با توپ خود یا با طناب

 

هرروز، چندین مرتبه

بالا و پایین میپرید

پروانه میرفت و شنا

در خانه، درجا م یدوید

 

با ای نکه یک ماهی گذشت

وزنش کم و کمتر نشد

یک ماه دیگر هم گذشت

پاندا ولی لاغر نشد

 

با ای نکه وزنش کم نشد

ورزش به او روحیه داد

پاندا خودش فهمیده بود

زورش شده خیلی زیاد

 

برعکس قبلا،ً تنبلی

از او حسابی دور بود

احساس خوبی داشت چون

در کارها، پرزور بود

 

برنامه را تکرار کرد

تا با تلاش و سعی خود

یک قهرمان ورزشی

 

در بخش سنگین وزن شد

 

23 اسفند, 1400 14:28