شعر| اشک مامان

شعر

قابلمه خیلی داغ بود

دست مامان رو سوزوند

جا سوختگی رو دستش

شبیه یه گردی موند

 

مامان نه زار و زار کرد

نه جیغ و فریاد کشید

فقط یه قطر هی اشک

از توی چشمش چکید

17 اسفند, 1400 17:44