کبوترهای عاشق

 

بال بال میزنند

دستهای کبوترند

رو به سوی آن حرم

عاشقانه میپرند

 

خالص و زلال و پاک

مثل رود جاریاند

شور و شوق و اشتیاق

غرق بیقراریاند

 

خسته خسته میروند

تا به انتها رسند

دسته دسته میپرند

تا به کربلا رسند

آثار ماندگار

نامِ بزرگِ سعدی
با فارسی، عجین است
هم یک ادیب داناست
هم شاعری زبردست
هر شعر بوستانش
شیرین و مثل قند است
هر قصه‌ی گلستان
درس قشنگ و پند است
این دو کتاب سعدی
عالی و شاهکار است
اشعار و قصه‌هایش
زیبا و ماندگار است
به مناسبت اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی

سین‌های خوشمزه

یک سفره با سین‌های خود
بالای میز آماده بود
حال و هوای عید داشت
با این‌که خیلی ساده بود
مامان کنار سکه‌ها
ظرف سماقی هم گذاشت
چشمک زد و خندید و گفت
این سفره چیزی کم نداشت!
نزدیک سبزه، سیب بود
سمت چپِ این سیرها
سنجد کنار سرکه بود
خالی شده ظرفش، چرا؟
حالا برو از آن طرف
هم سیب و هم سنجد بیار
این سفره را کم سین نکن
تا لحظه‌ی عید و بهار

حسنی بازم تمیز میشه

اتل و متل سیب و هلو
حسنی شده شکل لولو

موهاشو شونه نزده دوباره
کثیفی از صورت او می‌باره

میکروبا دور و برشو گرفتن
ناخن و گوش و سرشو گرفتن

بابا  اونو می‌کنه توی حمام
کثیفی و میکروبا می‌شه تمام

حسنی می‌شه قشنگ و پاک و تمیز
پیش مامان و باباجونش عزیز

میکروبا رو دونه دونه داده  پر
خوشگل و خوش‌بو شده این گل پسر