کاردستی| نقاشی با کاموا

چی لازم داریم؟ کامواهای رنگی، چسب مایع، قیچی، مقوای سفید نقاشی با کاموا یا جعبه ی شیرینی

دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

7 ساعت قبل
سرگرمی| بازی نور و تاریکی

دوست من آماده ای امروز یک نمایش و بازی جالب با هم یاد بگیریم؟ روزها نور خورشید و شب ها مهتاب، سایه ی آدمها و چیزها را میسازند. حالا ما میخواهیم به تقلید از آ نها خودمان سایه بسازیم و یک نمایش هنرمندانه ترتیب بدهیم. چطوری؟

دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

8 ساعت قبل
داستان کودک| شغال طاووس نما

در روزگاران قدیم، شغالی زندگی میکرد که داستان زندگی‌اش از همان روزها تا الان بر سرزبا ن‌هاست.

دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰

8 ساعت قبل
داستان کودک | یک برج بلند

 رضا آخرین آجر خانه‌سازی را روی برجش گذاشت، کمی عقب رفت و خوب نگاهش کرد؛ دست به سینه ایستاد، صدا زد: «مامانی بیا برجم رو ببین .» مامان که در آشپزخانه مشغول خرد کردن سیب‌زمینی بود، بلند گفت: «دستم بنده پسرم، بعد میام میبینم .»

چهار شنبه ۰۳ آذر ۱۴۰۰

12 روز قبل

سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰

20 روز قبل
حکایت | ماهی و ما هی خوار

مرغ ماهی خوار لبه اسکله نشسته بود که چشمش به یک ماهی قبراق و سرحال افتاد.

سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰

20 روز قبل
داستان کودک | خرید پر دلهره

عزیزجون فهرست خریدش را به رافع داد و گفت: «بیا پسرم برو سر کوچه، مغازه ی علی آقا و اینا رو بخر. جای دیگه ای نری »

سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰

20 روز قبل
شعر کودک| مهربونی یخچال

یخچال خونه ی ما جادار و مهربونه به من خوراکی م یده بدون هیچ بهونه

سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰

20 روز قبل
شعر کودک | بازی چشم گیرک

با آفتاب کردم بازی چشم گیرک او بود توی بازی خیلی زرنگ و زیرک  

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰

21 روز قبل
حکایت | حضرت سلیمان و مرد کشاورز

روزی حضرت سلیمان گذرش به صحرایی خشک و بی آ ب وعلف افتاد.

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰

21 روز قبل

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۰

21 روز قبل

یکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰

22 روز قبل